الشيخ محمد الصادقي الطهراني

375

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

كه نه درنده است و نه گوشت‌خوار . و روى همين مبنا گوشت پرستو و هُدهُد و مانند اين‌ها از پرندگان غير درنده نيز حلال است ، ولى مانند باز و عقاب حرام است ، و درباره‌ى كلاغ روايات ، متعارض است ، و درندگى بعضى از حيوانات حلال گوشت مثل درندگى بعضى از خروس‌ها و مرغ‌ها آن‌ها را از « انعام » بودن برون نمىكند . وانگهى در برابر « انعام » درندگان انسانند كه زخم‌زننده‌ى انسان و يا درنده‌ى حيواناتى كوچكتر مانند جوجه‌ها از انعام بيرون نيستند . و در هر صورت صدق « انعام » - گرچه با احتمال قويش - كافى است كه براى انسان نعمتى است گرچه احياناً زخمى هم بر انسان وارد كند ، و يا او را بيازارد مانند خروس كه گاهى به‌صاحبش هم حمله مىكند و يا گاو كه احياناً با شاخ و لگدش انسانى را از پاى درمىآورد و نيز گوسفندان قوى مثل قوچ و امثال آن‌ها . مسأله‌ى 816 - چيزهايى كه از حيوانات حلال گوشت حرام است تنها خون ريخته شده‌ى پس از ذبح و يا هر وسيله‌ى ديگر و اجزاى پليد حيوان است « 1 » زيرا در آيه‌ى مربوطه تنها همين خون ريخته تحريم شده ، كه همين حرام انحصارى از اجزاى حيوان حلال گوشت است ، و خبائث هم كه در آياتى ديگر حرامند و در اختصاص خبائث غير حيوانى نيست دراين‌جا به‌ضميمه‌ى خون حرام مىگردند . و اين سخن كه آيه‌ى مربوطه تنها درباره‌ى خود حيوانات حرام گوشت مانند خوك در اصل ، و مرده‌ى حلال گوشت در فرع است و درباره‌ى اجزايى از حلال گوشت نيست ، بر خلاف « دماً مسفوحاً » است كه از اجزاى حيوان است ، و براين اساس « لااجد » كه نص است در حرمت انحصارى خون از اجزاى اين حيوان ، و حرمت خبائث هم برحسب آيات مربوطه‌اش ثابت است .

--> ( 1 ) - مثلًا طحال يا سپرز كه از محرمات شمرده شده از نظر بعضى از فقها مانند اسكافى مرجوح است و درباره‌ى مثانه كه جايگاه بول است و نخاع كه سفيدى ستون فقرات است و غده‌ها و مرارة كه جايگاه صفرا است و مشيمة كه بچه‌دان است بنابر اشْهَر حرامند و ديگران اينها را حلال مىدانند و نيز آلت حيوان و مغز حرام معروف كه دو طرف ستون فقرات است . و مواد داخل بينى حيوان و حدقه‌ى چشم كه جمعى آن را حرام و جمعى حلال دانسته‌اند چنان‌كه نراقى در مستند نقل كرده است